تبليغاتX
اكنون...سبز دلان آزاده
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سايت خبري کلمه:لباس شخصی های موتور سوارها با تجمع در مقابل فرهنگستان هنر قصد داشتند مانع از خروج مهندس موسوی از دفتر کارش شوند.

به گزارش خبرنگار کلمه صبح امروز زمانیکه میر حسین موسوی سوار بر ماشین قصد خروج از فرهنگستان هنر(دفتر محل کارش) را داشت با تجمع تعدادی لباس شخصی موتور سوار مواجه شد که راه را برایشان مسدود کرده بودند.

این جمع موتور سوار که حدود ۳۰ -۴۰ نفر هستند از بعد از ظهر گذشته در اطراف فرهنگستان هنر حضور دارند که هنگامی که ماشین مهندس در حال ورود یا خروج به فرهنگستان است با تجمع راه را بر ایشان می بندند.

امروز زمانیکه برای دومین بار لباس شخصی های موتور سوار با تجمع مانع از خروج ماشین مهندس موسوی از پارکینگ فرهنگستان شدند نخست وزیر محبوب امام از ماشین پیاده شد  و به سمت موتور سواران حرکت کرد.

این اتفاق در حالی رخ داد که موتور سواران علیه نخست وزیر محبوب امام شعار سر داده بودند.

میر حسین موسوی   که از تکرار این اتفاق ناراحت شده بود با حرکت به سمت  لباس شخص ها  در میان آنها حاضر شد وخطاب به آنها گفت: شما مامور هستید.ماموریت خود را انجام دهید.من را بکشید، بزنید، تهدید کنید.

این اظهارات نخست وزیر محبوب امام موجب انفعال لباس شخصی ها و پراکندگی آنها شد.

خبرنگار سایت کلمه بدون آنکه خود را معرفی کند به صورت یک فرد عادی به یکی از این موتور سواران نزدیک شد و علت این کارشان را جویا شد که این فرد گفت:ما مامور هستیم که جلوی تردد موسوی را بگیریم.

در حالیکه موتورسواران همچنان در اطراف فرهنگستان حضور داشته و به صورت پراکنده مانور می دادند محافظان نخست وزیر محبوب امام با اصرار ایشان را به داخل فرهنگستان بر گردانده و اجازه هیچ گونه برخوردی را با مهندس موسوی را ندادند.

پیش از این در روز ۱۳ آبان نیز زمانیکه مهندس موسوی قصد خروج از فرهنگستان و حضور در راهپیمایی آن روز را داشت عده ای با تجمع در مقابل پارکینگ فرهنگستان راه را بر ایشان بسته و اجازه خروج ندادند.

لازم به ذکر است روز گذشته نیز عده ای که خود را خواهران بسیجی معرفی کرده بودن به تعقیب دکتر زهرا رهنورد در دانشگاه تهران پرداختند که در نهایت زمانیکه حراست دانشگاه در حال بیرون بردن خانم رهنورد از دانشگاه بود با تعقیب خودرو حراست دانشگاه در میانه خیابان وصال  گاز فلفل را از فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتی بر صورت  رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:34  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تفسیر یک عکس افشا کننده و شادباش پیروزی جنبش سبز. V

این پرده، به عنوان پرده ی تهجر، وحشت، شکست، درماندگی و دانش ستیزی کودتاچیان برای همیشه ی تاریخ خواهد ماند. این پرده نشان بزرگی از پیروزی بزرگ 16 آذر 1388 است. عزیزان سبز خسته نباشید. کودتاچیان روزهایتان به شماره افتاده است شک نکنید.

اين 16آذر نيز تمام شد وبه ظاهر توانستيد حوادث داخل دانشگاههارا از چشم مردم بپوشانيد ودر تلويزيون حكومتي با نمايش دانش آموزان ومزدوران اجيرشده به صرف ناهار وشام وبسيجيهاي بدون ارتباط با دانشگاه مردم را گمراه كنيد...

اما با محرم و روزهاي تاسوعا وعاشورا چه خواهيد كرد؟ آيا تكايا ،حسينيه ها وخيابانها را نيز ميتوانيد از نگاه مردم مخفي كنيد؟

از اين ببعد روز عزاي شما ستمگران ومستبدان است كه جنبش سبز از هر فرصتي براي اعتراض وخودنمائي استفاده خواهدكرد...

رییس جمهور میرحسین موسوی در 13 آبان گفت وقتی لشگرکشی نیروها در برابر دانشگاه تهران را دیده با خود گفته اگر حتی یک نفر هم بیرون نیاید این خوف از جنبش سبز خودش نشانگر پیروزی آن است. اما مردم آمدند و مبارزه کردند و 13 آبان را سبز کردند.

16 آذر اما داستان متفاوتی داشت. این روز به دانشجویان تعلق داشت و نه به تمام مردم بنابراین طبیعی بود که در روزی غیر تعطیل در مناسبتی که عمومی نیست تمام مردم در این امر مشارکت نکنند. اما عکسی که می بینید روایت دیگری از فهم، منش و پیش بینی کودتاچیان را آشکار می کند. پرده کشی بین مردم و دانشگاه گواه آن است که:

1. کودتاچیانی که بین مردم و دانشگاه پرده می کشند از پیوند آگاهی و دانش با مردم می ترسند و این شاید بیش از هر اعلامیه و راهمپیایی یی نشان دهنده ی خاستگاه فکری متحجرانه و عقب افتاده ی کودتاگران است و نشانه ایست برای آنانی که هنوز در تردیدند. بخصوص جدا کردن مردم از دانشگاه به اسم دین (محتوی نوشته روی پرده) اشاره ی دیگری است به شیادی دینی کودتاچیان مردم فریب.

2. این دانشگاهیان پنهان شده پشت پرده کسانی نیستند جز فرزندان و خویشان و دوستان آن هایی که آن سوی پرده اند. این پرده کشی از یک سو تایید سخن رییس جمهور موسوی است که گفت می خواهند بین اعضای خانواده اختلاف بیاندازند و از طرفی هم نشان سبک مغزی کودتاچیان است که گمان می کنند با عوامل فیزیکی می توانند باعث قطع شدن روابط عمیق اجتماعی بشوند.

3. این پرده کشی تایید می کند که کودتاچیان می دانستند که 16 آذر امسال خودبخود ا ز مرز دانشگاه ها گذشته است و اگر هم کسی نمی دانست همین سبک مغزی کودتاچیان پرچم بزرگی شد برای 16 آذر تا همگان بدانند که پشت پرده ی کودتاچیان خبری است.

4. واقعیت دیگری که این پرده کشی آشکار می کند این است که اگر کودتاچیان که اینترنت را مختل کرده بودند و خبرنگاران خارجی را به مدت سه روز از کار منع کرده بودند، اعلامیه های تهدید صادر کرده و پیامک های تهدید فرستاده بودند به نتیجه ی کارشان ایمان داشتند که دیگر لازم نبود بین مردم و دانشگاه پرده بکشند. آن ها بیش از هر کسی می دانند که دیگر این مردم از آن ها نمی ترسند.

5. بین پرده و دانشگاه نیروهای نظامی مستقر شده است تا اگر مردم خواستند از پرده ی مصنوعی و احمقانه ی کودتاچیان بگذرند آن ها را با ضرب گلوله متوقف کنند. حکومتی که با تفنگ بین مردم و دانشگاه می ایستد حتماً محکوم به فناست در این نباید شک کرد.

خلاصه آن که این پرده، به عنوان پرده ی تهجر، وحشت، شکست، درماندگی و دانش ستیزی کودتاچیان برای همیشه ی تاریخ خواهد ماند. این پرده نشان بزرگی از پیروزی بزرگ 16 آذر 1388 است. عزیزان سبز خسته نباشید. کودتاچیان روزهایتان به شماره افتاده است شک نکنید.

برگرفته از : harfehesaaby.blogspot.com 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:11  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بعضيها تحمل شنيدن حرف مخالف از طرف فرزندان وحتي برادرشان را نيز ندارند چه رسد به مردم!!!؟

روزنامه ی حیات نو به صاحب امتیازی هادی خامنه ای، طبق تصميمی در جلسه ی امروز هيئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گزارش خبرگزاری فارس، هیئت نظارت بر مطبوعات معتقد است که روزنامه حيات نو خارج از زمينه مصوب كار كرده است ضمن اينكه غالب مطالبي كه خارج از زمينه مصوب كار كرده تخلف بوده است كه اين امر مغاير با قانون مطبوعات است. گفتنی است هنوز از دلیل اصلی و مدت زمان توقیف این روزنامه خبری در دست نیست. لازم به یاد آوری است که معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دو روز پیش به چهار روزنامه ی اسرار، آفتاب یزد، حیات نو و اعتماد در خصوص درج مطالبی که آن ها را "تفرقه انگیز" نامید، تذکر کتبی داده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 11:51  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
۱۶ آذر: تجمعات دانشجويان در دانشگاه‌های مختلف، حمله نيروهای ضد شورش به مردم و بازداشت‌های وسيع واتوبوسي دانشجويان معترض

۱۶ آذر، روز دانشجو، با وجود تدابير شديد امنيتی در دانشگاه‌های مختلف کشور و همچنين توسط مردم در خيابان‌ها برگزار شد.

در تهران نيروهای نظامی و لباس‌شخصی خيابان‌ها، به‌ويژه خيابان‌های اطراف دانشگاه‌ تهران را قرق کرده‌بودند و به شدت مردم را کنترل می‌کردند.

در نقاط مختلف تهران، از جمله ميدان ولی‌عصر، ميدان امام‌حسين، ميدان انقلاب و... نيروهای ضد شورش با باتوم و گاز اشک‌آور به مردم حمله کردند.

آن‌ها تعداد زيادی از مردم را بازداشت کردند. دانشگاه‌های تهران، پلی‌تکنيک، هنر و... صحنه اعتراضات وسيع دانشجويی بود.

شعارهای اصلی عليه ديکتاتوری و در دفاع از جنبش سبز بود.

همچنين در شهرهای مختلف، از جمله شيراز، مشهد، اصفهان، تبريز، کرمانشاه و همدان نيز اعتراضات روز ۱۶ آذر گزارش شده‌است.

اعتراضات امروز دانشجويان و حمايت فعال مردم از آنان آن‌هم در زير حملات سنگين و وحشيانه‌ی ماموران کودتا به همه‌ی جهانيان نشان داد که جنبش سبز آزادی‌خواهانه و حق‌جويانه‌ی ايران بزرگ‌تر و ريشه دارتر شده‌است. که خامنه ای در خفه کردن اعتراضات ملت عليه کودتا شکست خورده‌است. که اين جنبش در ادامه خود می‌تواند روزهايی مثل ۲۲ بهمن سالگرد انقلاب را به روز قيام ملی عليه کودتا تبديل کند. خامنه ای هم اگر پنيه در گوش در پستوی بيت رهبری خود را پنهان نکرده بوده‌باشد فرياد اين ملت بزرگ را شنيده و بر حقارت خود و دلقک‌هايی که به دور خود گردآورده گريسته‌است!

شش ماه پيش که جنبش سبز از دل تجربه ها و تلاش های ۱۵۰ سال مبارزه آزادی خواهانه ملت ايران زاده شد، کودتاگران کوردل می پنداشتند که می شود با داس اهريمنی و خون ريز زورگويی سرکوب، وتزوير اين ميليونها نهالی که می رفت کويرهای همه سرزمين تشنه آزادی ايران را سرسبز کند، ريشه کن کنند!
ماموران مزدورو جاهل به فرمان رهبر سياه دل کودتا داس مرگ به دست به جنبش سبز هجوم آوردند و تا توانستند درو کردند، تجاوز کردند، کشتند و نعره سردادند. اما اين مزرعه سبزفلک که درهمه سرزمين ايران رويش آغاز کرده بود، بزرگ تراز آن بود که اربابان حقير مرگ، از عهده درو کردن و خشکاندن آن برآيند. شگفتا که دراين شش ماهه هرچه بيشتر دريدند و کشتند و تجاوز کردند، جنبش سبز انبوه تر و سرسبز تر شد و در همه خاک ايران ريشه دوانيد. حالا اين جنبش به جنگلی سرسبز و بزرگ به عظمت ايران زمين تبديل شده است. چنان که مزدوران و رهبران آنان در پيچ و خم آن به ره گم کردگانی حقير و سراسيمه می مانند،که هنوز هم نتوانسته اند بزرگی آن را ببينند و در برابرش سرتسليم فرود آورند.
اگردراعتراضات عظيم دو ماهه نخستين پس از کودتا اين مردم تهران و معدودی از شهرهای بزرگ ديگر بودند که درمخالفت با کودتای خامنه ای به ميدان می آمدند، حالا در ۱۶ آذر کمتر از ۶ ماه پس از کودتا مردم اکثر شهرهای کشور از تبريز و اروميه گرفته تا شيراز و اصفهان و مشهد و همدان، کرمانشاه، واهواز...همه جا با تهران هم راه و هم صدا شده اند. حالا همه فضای کشور را جنبش سبز تسخير کرده است. و اين يعنی آن که خط سرکوب و کشتار و ارعاب شکست خورده است. خامنه ای و ايادی او بهتر از هرکس می دانند که شکست سياست سرکوب و ارعاب يعنی فرو ريختن تنها تکيه گاه ديکتاتوری منزوی شده آنها، يعنی آغاز فروپاشی.
فريادهای حق جويانه ديشب مردم تهران، اصفهان، مشهد، شيراز، قزوين، کرج، اهواز، کرمان، يزد، کرمانشاه، رشت، ساری، تبريز، اردبيل، اروميه و... را مقايسه کنيد با همين فريادها در نخستين شب های پس از کودتا، و يا سه ماه پيش، آيا اين فريادها گسترده تر و فراگير تر شده اند؟ يا آن چنان که کيهان و رسانه های دروغگو می گويند محدود و خاموش گشته اند؟
حکومت کودتا برای جلوگيری از بازتاب اخبار و گزارش های اعتراضات دانشجويان و مردم از چندين روز پيش از ۱۶ آذر همه امکانات و انرژی خود را بسيج کرد. سانسور کامل خبری، ممنوعيت سه روزه خبرنگاران خارجی از بازتاباندن اخبار کشور، صدور احکام ظالمانه عليه زندانيان سياسی، قطع تلفن های همراه، از کارانداختن کيوسک های تلفن عمومی، تشديد فيلترينگ، آرايش جنگی در تهران و شهرهای بزرگ، لشکرکشی و محاصره نظامی دانشگاهها، حضور سنگين نظاميان مسلح در همه ميدان ها و خيابانهای تهران و شهرهای بزرگ...
با اين همه امروز خبر اعتراضات دانشجويان و مردم ايران در زير حملات سنگين نظامی و شليک گاز اشک آور در صدر اخبار همه جهان قرار گرفت و تصاوير و فيلم های محدودی که فعالان جنبش سبز از اين اعتراضات تهيه کرده بودند، به اندازه کافی عظمت جنبش سبز و حقارت کودتاگران را به جهانيان نشان داد. جهان بار ديگر جنبش سبز را تحسين کرد و در کودتاگران به ديده تحقير نگريست.
در هيچ دوره ای از تاريخ ۳۰ ساله عمر جمهوری اسلامی ايران شاهد اين همبستگی عظيم و گسترده جنبش دانشجويی و وحدت همه گرايش های دانشجويی بر محور آزادی خواهی نبوده است. اين بيشمار دانشجويانی که امروز (۱۶ آذر) همه دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور را به ميدان اعتراضی عليه کودتاگران تبديل کردند نمايندگان همه لايه های اجتماعی جامعه ايران بودند و عمق نارضايتی ملت وعظمت فضای اعتراضی ايران را ۶ ماه پس از کودتای ۲۲ خرداد به نمايش گذاشتند.
همه دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور از جمله در شهرهای کوچکی مثل رودهن و يا جهرم امروز شاهد همبستگی عظيم دانشجويان و ملت در مخالفت با کودتا بودند.
اعتراضات امروز دانشجويان و حمايت فعال مردم از آنان آنهم در زير حملات سنگين و وحشيانه ماموران کودتا به همه ما نشان داد که جنبش سبز آزادی خواهانه و حق جويانه ايران بزرگتر و ريشه دار تر شده است. که خامنه ای در خفه کردن اعتراضات ملت عليه کودتا شکست خورده است. که اين جنبش در ادامه خود می تواند روزهايی مثل ۲۲ بهمن سالگرد انقلاب را به روز قيام ملی عليه کودتا تبديل کند. خامنه ای هم اگر پنيه درگوش درپستوی بيت رهبری خود را پنهان نکرده بوده باشد فرياد اين ملت بزرگ را شنيده و بر حقارت خود و دلقک هايی که به دور خود گرد آورده گريسته است!
جاذبه و قدرت جنبش سبز امروز به جائی رسيده که خامنه ای را در صحن قدرت نيز لحظه به لحظه منزوی تر می کند. جنبش سبز به زودی شاهد روزی خواهد بود که بدنه نيروهای مسلح نيز فرمان سرکوب رهبران کودتا را به زمين بگذارند. آن روز روز جشن آزادی است. روزی که بسيار نزديک تر از آن است که خامنه ای تصور کند. حکومتی که ناچار شود برای بقای خود دانشگاهها را به محاصره نظامی درآورد و با دانشجويان که وجدان ملت اند به زبان سرنيزه و زندان سخن گويد، حکومتی است در حال زوال و فروپاشی. کشور ما اين گونه فروپاشی را ۳۰ سال پيش شاهد بوده است. حکومتی که نيروی نظامی را به جنگ مردم بی سلاح و بی دفاع گسيل می دارد، حکومتی است که سنگرهای اصلی قدرت يعنی جايگاه خود را در دل ملت بطور کامل از دست داده است. آنچه امروز در تهران و در اطراف دانشگاههای کشور در سراسر ايران ديديم بسيار شباهت داشت به ۱۶ آذرسال ۵۷، به روزهايی که نويد فروپاشی و ديکتاتوری را می داد.

۱۶ آذرماه ۸۸
علی کشتگر
ali.keshtgar@yahoo.fr

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 23:8  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
باسلام به دوستان وعلي الخصوص دانشجويان عزيز جنبش سبز ...

من متاسفانه ديگه دانشجو نيستم ولي دوره دانشجوئي ام را باكمال افتخاربهترين دوران زندگي ام ميدانم.

امروز اين مطلب توهين آميز را در وبلاگط يكي از آقايان خواندم (فريدصلواتي) كه بنظرمن فقط قصد تضعيف دانشجويان سختكوش ،نخبه وسياسي را دارد كه بشدت مرا آزرد.

لذا از خودشما عزيزان ميخواهم كه پاسخي قاطع ودندانشكن به اين "مثلاً آقا" بدهيد.

ادامه مطلب را حتماً خوانده وپاسخ خودرا براي ايشان ارسال كنيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 1:29  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کودتاچيان، به اميد اين که مراسم به صورت محدود و دانشجويي برگزار شود، تمام تلاش خود را بر سرکوب تظاهرات خياباني و جلوگيري از پيوستن مردم به دانشجويان متمرکز کرده اند و به همين دليل در اطراف دانشگاه هاي مهم تهران موضع گيري خواهند کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 1:2  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آزادنا: اين مراسم طبق فراخوانی که از قبل توسط دانشجويان اين دانشگاه پخش شده بود قرار بود ساعت ۱۲ آغاز شود.
علی رغم حضور گسترده ی نيروهای امنيتی در سطح دانشگاه آزاد کرج دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به دولت کودتا تجمعی ۵۰۰۰ نفری را برگزار کردند.
به گزارش آزادنا: نيروهای حراست،نيروهای امنيتی خارج دانشگاه،لباس شخصی ها و نيروهای بسيج حاضر قصد داشتند با حضور گسترده ی خود و تهديد دانشجويان و ايجاد جو ارعاب ،مانع ايجاد اين تجمع شوند اما حضور به موقع و پر شور دانشجويان موجب عدم موفقيت آنها شد.با شعارهايی چون "دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد"،دانشجوی با غيرت حمايت حمايت" تجمع شروع و با شعار هايی چون "نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی" ،" از تعليق از اخراج جنبش نمی هراسد"،"حسين حسين شعارشون تجاوز افتخارشون"،" چه زندان چه تبعيد جنبش ادامه دارد" ،"مرگ بر ديکتاتور"،"منتظری زنده باد صانعی پاينده باد"،"يا حسين ميرحسين" و ... ادامه يافت.

در ادامه دانشجويان به خواندن سرود ياردبستانی و ای ايران پرداختند و در حاليکه فشار نيروهای امنيتی بيشتر شده بود با سردادن "محمود خائن" خشم و اعتراض خود را نسبت به آنها نشان دادند.
گفتنی است که اين تجمع که حدود ۲ ساعت و نيم به طول انجاميد به علت استقبال دانشجويان تبديل به تريبون آزاد گرديد.
در اين هنگام يکی از دانشجويان به سخنرانی پرداخت و ضمن انزجار از صدور احکام ناعادلانه و ننگين برای روشنفکران و فعالين سياسی زندانی به ويژه دکتر زيد آبادی و سلمان سيما، رياست دانشگاه رياست حراست و نيروهای امنيتی حاضر را مورد خطاب قرار داد و اظهار داشت که اگر پس از اين تجمع برای دانشجويان مشکلی پيش آيد و آنها را به کميته انضباطی احضار کنند و يا حکمی برايشان صادر شود دانشجويان ساکت نخواهند ماند و دوباره اعتراض شديد خود را با تجمع،تحصن و اعتصاب غذا ، نشان خواهند داد.
اين دانشجوی فلسفه همچنين ابراز داشت که دانشجويان تنها در حالتی تجمع خود را به پايان خواهند برد که نيروهای امنيتی و حراست برای آنها مشکلی بوجود نياورند.
پس از سخنرانی اين دانشجو دانشجويان تجمع خود را به راهپيمايی سکوت تبديل کردند و با بالا بردن دستهايشان به علامت پيروزی به سمت دانشکده ی فنی به راه افتادند و قصد داشتند از درب دانشکده فنی خارج شوند که در ابتدا نيروهای حراست مانع شدند اما با توجه به حجم انبوه جمعيت و فشار آنها مجبور شدند درب دانشگاه را برای خروج دانشجويان باز کنند و دانشجويان از آن خارج شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:25  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
میرحسین موسوی به مناسبت ۱۶ آذر شانزدهمین بیانیه‌ی خود را منتشر کرد. وی در این بیانیه، جنبش دانشجویی را در تاریخ معاصر ایران، پرچم حرکت مردم نامیده و حاکمان را فراخوانده تا از تحولات دور و نزدیک درس بگیرند.موسوی در بیانیه‌ی اخیر خود ضمن اشاره به کودتای ۲۸ مرداد و روزهای پس از آن یادآور شده که: «آنچه در شانزده آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است»به گفته‌ی موسوی، جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ایران، همواره حاوی گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است و حاکمان با درایت می‌توانستند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیش‌رفت از آن بهره بگیرند. ولی آنان با انکار واقعیت‌ها، حرکت‌های دانشجویی را «غوغای چند جوان پرسروصدا» خوانده و فکر کرده‌اند که «با خاموش کردن آن، صورت مساله پاک خواهد شد»به باور موسوی، «جامعه‌ی ایران اکنون شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌کند و اگر نیروهای مخالف بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند».

مهندس میرحسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام(ره) به مناسبت عید سبز و سعید غدیر و در آستانه سالروز ۱۶ آذر، روز دانشجو بیانیه‌ شماره 16 خود را صادر کرد.(جالبه كه بيانيه شانزدهم درست در روز شانزده آذر كه يكي از روزهاي تاريخ ساز ومهم جنبش است صادر شد)

راه سبز شدن بر هیچکس بسته نیست...

به گزارش کلمه، متن کامل بیانیه میرحسین موسوی به شرح زیر است‌:

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزند جوانش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۱۵

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 23:6  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

"سردار چكي" صبح امروز در جمع خبرنگاران گفت: جدا از مسائل حاشیه ای، با بررسی که توسط برادران ما انجام شد به این نتیجه رسیدیم که این ملوانان انگلیسی، با توجه به معیار های جدید تعریف شده در بسیج، یک بسیجی واقعی بودند!!!

وی افزود، از آنجا که امروز تجاوز به ایرانی (و ایران) در راس برنامه های تشکیلات بسیج می باشد، و این برادران نیز به ایران تجاوز نموده و این وظیفه را به بهترین نحو ممکن انجام دادند، به عضویت فعال پایگاه مقاومت حسینیه ايران انگليس واقع در بیت "مارگارت تاچر" در آمدند. وی در پایان افزود: امیدواریم که این برادران، در انگلیس هم نقش خود را به عنوان یک بسیجی، ایفا کنند و الگویی باشند برای تمامی تجاوزگران جهان ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 15:3  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گفتگوی شب قبل محمود احمدی نژاد با کانال یک تلویزیون ایران متفاوت با دفعات قبل بود چون محمود این دفعه شاهکار کرد و از ادبیات چاله میدونی و لاتی به معنای تمام استفاده کرد که ذات واقعی اونو بیشتر از پیش نشون داد. بعضی از این واژه ها اینها بودند:
"این گاوی که زائیدن بزرگ کنن"، "جمع کنین این بساط رو" ،" لفت و لیس" ،"سوپر انقلابی" ، "مسخره کردین" ، "مسخره اش رو در اوردن" ،"اینه" ، "اینا نیست" ،"کوشنر(وزیر خارجه ی فرانسه) تعادل روانی نداره" ، "سارکوزی هم نمیدونه با این کوشنر چیکار کنه" ، توی ونزوئلا برامون کف زدن و تشویقمون کردن موقعی که نانوسکوپ رو بهشون هدیه دادیم" و البته توضیحات مفصلش برای فهموندن واژه ی "نانو" مثل : "شما متر رو در نظر بگیرین ! بعدش هم میکرومتر که یک میلیونیوم متره، حالا نانو دیگه یه چیزیه خیلی ریزتر از میکرومتر!" و خلاصه توضیح و تفصیل برای فهموندن تفاوت نانو با میکرومتر و متر و میلی متر به بیننده ها رو هم به این جمع اضافه کنین!
کشوری با قدمت چند هزار سال و داشتن دهها شاعر و ادیب و سخنور" به جائی رسیده است کار" که دون پایه ها هم ادعای شاهی میکنند! و آبروی هر چی سیاستمدار و دولتمرد بوده رو برده!
منبع:
1388myweblog.blogspot.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:54  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بازداشت میلاد اسدی یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم و همزمان با آن احضار مجدد مهدی عربشاهی، بهاره هدایت و فرید هاشمی سه عضو دیگر شورای مرکزی این تشکل دانشجویی، صدور احکام انضباطی سنگین برای دانشجویان در دانشگاه های دیگر کشور تازه ترین برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان دانشجویی کشور در دو روز گذشته بود. با این حال صدور بیانیه ها و فراخوان های مختلف از سوی گروه ها و تشکل های دانشجویی به منظور دعوت از مردم کشور برای شرکت در مراسم 16  آذر در دانشگاه ها و در حمایت از زندانیان سیاسی ادامه دارد.

به فرزندان دانشجوی خود بپیوندید
 
با وجود شدت گرفتن برخوردها و امنیتی تر شدن فضا در دانشگاه ها در آستانه روز دانشجو و از سوی دیگر تهدید تلویحی برخی از مسولان نظامی و انتظامی، جنبش سبز دانشجویی متشکل از زنجیره سبز دانشجویان در تمام دانشگاه های آزاد و دولتی درسراسر کشور، مردم را دعوت به شرکت همزمان در بعد از ظهر 16 آذر در مراسم بزرگداشت روز دانشجو کرد.
 
به گزارش سایت رویدادجنبش سبز دانشجویی طی بیانیه ای ضمن دعوت از مردم سراسر کشور برای حضور گسترده و پرشور در مراسم بزرگداشت روز دانشجو، برنامه های ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی را نیز تشریح کرده است.
 
ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی در این بیانیه اعلام کرده: "مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند."
 
دراین بیانیه ضمن تاکید بر نفی هر گونه خشونت در اعتراضات مسالمت جویانه، آمده است: "ازتمام مردم درهمه شهرها دعوت می شود که با پیوستن به فرزندان دانشجوی خود درمراسم امسال دردانشگاه ها، آنان را تنها نگذارند ودرصورتی که کودتاچیان از ورود آنان به محوطه دانشگاه ها ممانعت به عمل آوردند با تجمع اتومبیل دراطراف دانشگاه ها وایجاد ترافیک، تردد.سرکوب گران را با اشکال مواجه سازند وبه این ترتیب دانشجویان را یاری دهند."
 
در ادامه این بیانیه آمده است: "دانشجویان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نیفتند، اما اگرمزدوران بخواهند به صحن دانشگاه وارد شده و حمله کنند، سد کردن راه آنان و یا بررسی راه های گریز و پخش شدن درسطح شهر از واجبات است."
 
در پایان این بیانیه می خوانیم: "امسال دانشجویان غیرازبرگزاری مراسم درسطح کشور و دعوت ازاقشار مختلف مردم بخصوص دانش آموزان برای پیوستن به آنان، اولین گام را نیزدردعوت ازنیروهای مسلح برای پیوستن به ملت برمی دارند. این امریکی ازمقدمات شرکت عموم مردم درمراسم سراسری محرم امسال خواهد بود."

احضارها و دستگیری ها

منابع دانشجویی و حقوق بشری روز گذشته خبر از بازداشت میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در منزل مسکونی خود دادند. این عضو مرکزی دفتر تحکیم در حالی روز گذشته راهی زندان شد که همزمان با آن و برای دومین بار طی هفته گذشته، دادگاه انقلاب تهران مهدی عربشاهی، بهاره هدایت و فرید هاشمی سه عضو مرکزی دیگر این تشکل دانشجویی را احضار کرده است.
 
دستگیری و احضار اعضای مرکزی دفتر تحکیم، به دنبال گذشت دوازده روز از بازداشت عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این تشکل دانشجویی، برگمانه زنی ها مبنی بر اینکه گردانندگان دولت احمدی نژاد در صدد به تشنج کشاندن دانشگاه ها به منظور سرکوب مقاومت های مردمی هستند، افزوده است.
 
به نوشته خبرنامه امیرکبیر، احضار و بازداشت اعضای مرکزی دفتر تحکیم در حالی انجام می شود که روز شنبه شماری از دانشجویان عضو انجمن اسلامی طی دیدار با مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی به مناسبت عید قربان، در خصوص گسترش برخوردهای با دانشجویان هشدار داده و تاکید کرده بودند: "برخوردهای اخیر با دانشجویان، حمله به خوابگاه های دانشجویی و بازداشت های پرشمار می رود تا نمایی عادی پیدا کند. متأسفانه فجایع ماه های اخیر سبب شده که مظلومیت های دانشجویان بخصوص حمله به کوی دانشگاه تهران فراموش شود".
  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 2:52  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفار هرندی وزیر دولت پیشین روز دوشنبه به دعوت جامعه اسلامی در دانشگاه محقق اردبیلی حاضر شد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر این جلسه نیز مانند بقیه ی جلسات صفار در دانشگاه ها به جنجال کشیده شد. ابتدا مجری برنامه با توهین به سبز ها و موسوی و کروبی جلسه را شروع کرد که موجب اعتراض سبزها که اکثریت سالن را در اختیار داشتند، شد.

سخنرانی خود صفار نیز با توهین همراه بود که این نیز موجب اعتراض دانشجویان شد. اعتراض تا حدی بود که حراست نیز وارد کار شد و به سمت دانشجویان حمله کرده و دوربین های آنها را گرفت که این مساله نیز موجب تحریک دانشجویان شد و آنها علیه حراست شعار دادند.

شعار های دانشجویان از قبیل "ننگ ما ننگ ما، قاتل فرهنگ ما"، "مرگ بر روسیه"، " 63 درصدت کو، دروغگو"، "یا حسین میر حسین"، "کروبی با غیرت برس به داد ملت"، "خونی که در رگ ماست، هدیه به ملت ماست"، "الله اکبر"، "رسانه های شیطان، ایرنا و فارس و کیهان" و ... بود که دانشجویان بسیجی در جواب شعار "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست" سر دادند که بلافاصله سبز ها این شعار را تکرار کردند و با این شعار اعلام کردند که شهادت افتخار کسی است که جانش را بر کف دستش گرفته و در خیابانها علیه ظلم شعار می دهد نه اسلحه به دستان مزدور!

صفارهرندی در حالیکه نتوانست سخنرانی خود را انجام دهد با فرافکنی سعی داشت به شعارهای دانشجویان پاسخ دهد. هرندی در نهایت مجبور به اعتراف شد که در دانشگاهها و شهر اردبیل رای موسوی از احمدی نژاد بیشتر بوده است و این با آمار رسمی صدا و سیما در تناقض بود!

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه محقق اردبیلی به هنگام پرسش و پاسخ گفت: "به فرض ما تمام حرفهای شما را قبول کنیم، به فرض که احمدی نژاد برنده است ولی یک سوال داریم، شما آیا ما را به حمایت از نظامی دعوت می کنید که به گفته ی خود شماها بیش از دو دهه از این نظام دست بزرگترین مفسدان اقتصادی و خائنین بوده است؟! پس مشکل از دولت نیست!"

پس از سوال های نماینده انجمن، دانشجویان حامی جنبش سبز سالن را با شعار "یا حسین، میر حسین" ترک کردند و عده ی بسیار کمی از بسیجیان طرفدار صفار هرندی در سالن ماندند تا به ادامه سخنرانی گوش کنند که در این زمان صفار با چشمان بهت زده به دانشجویان نگاه می کرد.

لازم به ذکر است در بین دانشجویان افراد زیادی حضور داشتند که تا به امروز هیچ وقت در دانشگاه دیده نشده بودند و تنها از دانشجویان معترض عکس و فیلم می گرفتند. قابل پیش بینی است که پس از اعتراضات امروز دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به صفار هرندی در هفته های جاری کمیته انضباطی این دانشگاه دانشجویان را احضار کرده و با احکام محرومیت مواجه کند. پیش از این نیز در دیگر دانشگاه ها و پس از اعتراضات دانشجویان به حضور صفارهرندی، از حامیان کودتاچیان، کمیته های انضباطی این دانشگاه دانشجویان معترض را احضار و برای آنان احکام محرومیت از تحصیل صادر کردند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 2:37  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و از اعضای شورای ملی صلح روز ۲۸ آبان از شغل استخدامی خود به دلیل فعالیت های حقوق بشری اخراج شد.او که همسر تقی رحمانی از فعالان سیاسی نیز هست در نامه ای به محمود احمدی نژاد شرح احضارها و مشکلاتی که وزارت اطلاعات برایش ایجاد کرده و چگونگی مراحل تهدید اخراجش را با سابقه ۸ سال خدمت شرح داده است.
ماموران وزارت اطلاعات از چند هفته قبل از برگزاری انتخابات نرگس محمدی را مورد تهديد قرار داده و اعلام کرده بودند که در صورت عدم کناره گیری از فعالیت های حقوق بشری به ویژه فعالیت در کانون مدافعان حقوق بشر باید در انتظار محرومیت های بیشتری باشد.
در این نامه همچنین آمده است که"در تاریخ ۲۸ خرداد ماه یعنی شش روز بعد از انتخابات اخیر یکی از مامورینی که در جلسات حضور داشتند طی تماس تلفنی اظهار داشتند که چنانچه کوچکترین تحرکی داشته باشم و از تهران خارج نشوم به همراه هر دو فرزند کوچکم بازداشت خواهم شد. بعد از آن و در جلسه ای دیگر ماموران وزارت اطلاعات به عنوان آخرین اخطار اعلام نمودند که در صورتیکه از کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح و هر گونه ارتباطی با خانم عبادی برنده جایزه صلح نوبل کناره گیری نکنم ، از کار اخراج و بازداشت خواهم شد."
ماموران در نهایت تهدید خود را عملی کرده و نرگس محمدی را در ۲۸ آبان از سمتش در "شرکت بازرسی مهندسی ایران"اخراج کردند.
محمدی در نامه اش از محمود احمدی نژاد پرسیده که"آیا تصور نمی کنید که این رفتار با هموطنان خود از هر گروه و مرامی که باشند، ظلمی بزرگ و نابخشودنی در نزد ملت بزرگ ایران وتاریخ این سرزمین خواهد بود؟ آیا بریدن نان از گلوی کودکان معصوم و بی گناه ما نمایشی از مهرورزی این دولت و سندی برای اثبات حکومت علی وار این نظام است؟"
او همچنین نوشته که"در شرایطی که میتوانم آزادانه بیاندیشم و بنویسم و عقیده ام را به دور از شکنجه اعلام نمایم و البته ملاک هم فقط همین است و بس، باور دارم که کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح ،نهادهای مدنی و قانونمند در کشور ایران هستند که کارنامه قابل قبولی در نزد ملت سرفراز ایران دارندو همکاری و خدمت به آنها افتخار بزرگی برایم می باشدهمچنین خانم عبادی برنده جایزه نوبل فردی ملی و زنی شجاع و بشر دوست است که در راه تحقق صلح و حقوق بشر در چهان تلاش می کند و همکاری با صلح طلبان جهان نه تنها امری مذموم نیست که امری با ارزش است و صلح و حقوق بشر در مقابل جنگ و خشونت از آرمان های بزرگ تاریخ بشریت است که قطعا بیشتر تلاش خواهم نمود."
متن کامل نامه نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر به محمود احمدی نزاد چنین است:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 2:34  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عدم حضور محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی در مراسم "شکرانه اتحاد" موجب شد تا علی لاريجانی به انتقاد تلويحی از اين دو بپردازد.
 

به گزارش جرس، دومين مراسم شکرانه اتحاد که از ساعاتی پيش در مجلس آغاز به کار کرد دو غايب مهم داشت رئيس دولت و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام. در اين مراسم که به طور مستقيم از تلوزيون پخش می شد لاريجانی با اشاره به عدم حضور اين دو گفت: خداوند انشاء الله همه امور را اصلاح کند.
 
اين مراسم قرار بود ساعت ۹ صبح آغاز به کار کند اما به دليل غيبت رئيس دولت، برگزارکنندگان ۴۰ دقيقه منتظر حضور او ماندند ولی با استمرار غيبت وی و حضور رحيمی مراسم نيز آغاز به کار کرد.

سال گذشته که اين مراسم برای نخستين بار برگزار شد، روسای مجالس قبلی از جمله آيت‌الله هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام ناطق نوری و حجت الاسلام مهدی کروبی نيز به اين مراسم دعوت شدند اما امسال با حضور ناطق نوری و کروبی مخالفت‌های جدی صورت گرفت و حتی صحبت از عدم دعوت از هاشمی رفسنجانی نيز شد که با جمع‌بندی‌های صورت گرفته، در نهايت هاشمی رفسنجانی به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به اين مراسم دعوت شد و وقت ۲۰ دقيقه‌ای نيز برای سخنرانی او در نظر گرفته شد که با توجه به سفر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به مشهد حضور او نيز در اين مراسم منتفی شده است.
 
پارلمان نيوز نيز در خبری نوشت: از ليست ۱۹۹ نفره ميهمانان اين مراسم تنها حدود ۳۰ نفر در اين مراسم حاضر شده‌اند و علاوه بر عدم حضور مراجع تقليد در اين مراسم فرمانده سپاه، نيروی انتظامی، رئيس صدا و سيما و بسياری از وزرا غائب هستند.
 
جرس

عدم حضور احمدی‌نژاد و هاشمی‌رفسنجانی در روز مجلس
 
در حالی که مراسم روز مجلس در ایران امسال به نام همایش "اتحاد" نامگذاری شده بود، رئیس جمهوری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن حضور نیافتند.
 
همایش "اتحاد" که قرار بود ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۱۰ آذر (اول دسامبر) در صحن مجلس شورای اسلامی در تهران کار خود را آغاز کند، ظاهرا به امید شرکت محمود احمدی نژاد با ۴۰ دقیقه تأخیر آغاز شد، اما سرانجام علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران به شرکت کنندگان گفت: "آقایان احمدی نژاد و هاشمی تشریف نیاورند، از خداوند سلامتی و صحت را برای آنها می خواهیم. ان شاءالله خداوند امورات را اصلاح نماید".
 
در مورد عدم حضور آقای احمدی نژاد در این مراسم، دو مقام رسمی دولت، دو دلیل متفاوت را مطرح کرده اند؛ معاون پارلمانی نهاد ریاست جمهوری گفته است که رئیس جمهوری ایران می بایست همزمان با این همایش، در یک "مصاحبه زنده بین المللی" که از پیش برنامه ریزی شده بود شرکت می کرد، اما معاون پارلمانی رئیس جمهور گفته که دلیل عدم حضور او، مشغله کاری مربوط به سفر روز بعد به اصفهان بوده است.
 
رئیس دفتر آقای هاشمی رفسنجانی هم گفته است که دعوتنامه مربوط به این مراسم را روز قبل دریافت کرده و چون برنامه های رئیس مجمع تشخیص مصلحت از قبل تعیین و ابلاغ می شود، امکان تغییر آن وجود نداشته است.
 
روابط میان محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی پس از آنکه آقای احمدی نژاد در جریان مبارزات انتخاباتی اخیر، در یک مناظره زنده تلویزیونی آقای هاشمی را به توطئه و کارشکنی علیه دولت متهم کرد و گفت که فرزندان او از طریق غیرقانونی کسب ثروت کرده اند، به شدت تیره شد.
 
تنش های به وجود آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران، شکافی آشکار میان وفاداران به نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است که به نظر می رسد آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران می کوشد آن را تا حد ممکن کاهش دهد.
 
او هفته گذشته در دیدار با گروهی از بسیجیان، به شدت از رسانه هایی که به گفته او به "اختلافات جزئی و غیر اصولی" می پردازند و به مسئولان کشور، از جمله "رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام" تهمت می زنند انتقاد کرد و گفت این "خواست دشمن" است که مردم را نسبت به مسئولان بدبین کند.
 
اکنون دادستان تهران نیز در پاسخ به سئوال خبرنگاران می گوید که این اظهارات رهبر جمهوری اسلامی، در قانون هم پیش بینی شده است و بر اساس آن عمل خواهد شد.
 
عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران روز سه شنبه ۱۰ آذر در جمع خبرنگاران گفت که دادستانی علیه کسانی که به یکی از روسای قوا یا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تهمتی بزند که "ناشی از انجام وظیفه" توسط آن مسئول باشد، رأسا تشکیل پرونده قضایی خواهد داد.
 
اما همزمان، وزیر اطلاعات دولت آقای احمدی نژاد از مسئولان قضایی کشور انتقاد کرده است که در مورد تعقیب قضایی یکی از پسران آقای هاشمی رفسنجانی کوتاهی می کنند.
 
به گزارش سایت اینترنتی الف، متعلق به احمد توکلی (نماینده سرشناس مجلس ایران)، حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران در یکی از جلسات کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است که قوه قضائیه "با توجه به مدارک و مستندات کاملی که در اختیار دارد" باید مهدی هاشمی، پسر آقای هاشمی رفسنجانی را احضار کند، اما در این زمینه "اهمال" می کند.
 
بنابراین به نظر می رسد که در شرایط فعلی نه آقای هاشمی رفسنجانی و نه آقای احمدی نژاد آمادگی مصالحه با یکدیگر و شرکت در همایش "اتحاد" در مجلس را که قرار بود نمایشی از آشتی باشد ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 0:59  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

احمد ای احمد زيدآبادی                ای قلمدار ره آزادی

ای دلت پاکتر از آئينه                    ای ترا سنگ وطن بر سينه

ای نوشتار تو بی‌پيرايه                  نيست غير از قلمت سرمايه

شيرمرد! احمد زيدآبادی                خوب درسی به شغالان دادی

خوش زدی با دم خود بر سرشان    تا درآيد نفس آخرشان

عنقريب است که ور ميافتند           در لجنزار دمر ميافتند

احمد ای احمد زيدآبادی                 مخلص نام بزرگت، هادی

منبع:

  news.gooya.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:50  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز دوشنبه نهم آذر ماه در تالار شيخ مرتضي انصاري دانشکده حقوق دانشگاه تهران؛ مراسمي با عنوان "بسيجي واقعي همت بود و باکري" از سوي بسيج اين دانشکده از ساعت 15 برگزار گرديد که در جريان تريبون آزاد آن دختر”حميد باکري”(يكي از بسيجيان كشته شده) به شدت از سوء استفاده اي که امروزه حکومت از نام شهيدان مي کند اعتراض کرد.

"آسيه باکري"دختر حميد باکري از فرصت تريبون آزاد استفاده کرده و در سخناني به شدت از رفتار و اقدامات بسيجيان در برخورد با مردم معترض به نتيجه انتخابات انتقاد کرد. آسيه باکري به انتقاد از رفتار سران نظام نسبت به خانواده باکري به خاطر اظهار نظرهايي که در حمايت از مردم کرده بود، پرداخت و در پايان صحبتهاي خود گفت:” اگر پدر و عمويم زنده بودند مطمئنا جناياتي که بسيجيان در جريان انتخابات بر ضد مردم انجام دادند را تحمل نمي کردند و اکنون در زندان هاي رژيم به سر مي بردند. اين سخنان آسيه باکري به شدت مورد استقبال دانشجويان آزاده اي قرار گرفت که در انتهاي سالن نشسته بودند؛ولي بسيجيان که خود متولي برگزاري مراسم بودند در چند مورد با ايجاد سر و صدا سعي داشتند مانع از سخنراني وي شوند و حتي يکي از آنها شروع به فحاشي به خانم باکري نمود که با عکس العمل بقيه دانشجويان روبرو شد. خانم باکري پس از گفتن صحبت هايش مراسم را ترک کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:37  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کلمه: ده ها سایت وابسته به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در توسط معترضین هک شدند .

به گزارش آینده نیوز، در میان این سایت ها ، سایت رادیو جوان ، رادیو پیام ، رادیو ورزش ، رادیو تهران و رادیو قرآن و بخش ادبی سایت سازمان صدا و سیما و همچنین سایت برخی از برنامه های این سازمان از جمله جمعه ایرانی قرار دارند.

در میان این سایت ها ، سایت رادیو جوان ، رادیو پیام ، رادیو ورزش ، رادیو تهران و رادیو قرآن و بخش ادبی سایت سازمان صدا و سیما و همچنین سایت برخی از برنامه های این سازمان از جمله جمعه ایرانی قرار دارند.

هکرهای مذکور باقرار دادن تصویر زیر سایتهای صداوسیما را از کارانداختندومسئولان صداوسیما نیز بلافاصله فعالیتهای سایتهای مذکور را متوقف کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:32  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت:‌ براساس اظهار نظر پزشکی قانونی علت مرگ پزشک کهریزک مسمومیت دارویی بوده است.

قتل یا خودکشی پزشک کهریزک در دست بررسی است!!!!!!!!!!

دادستان تهران در مورد آخرین وضعیت مرگ پزشک کهریزک نیز گفت: براساس اظهار نظر پزشکی قانونی علت مرگ پزشک کهریزک مسمومیت دارویی بوده است و قرص هایی که در سالاد کنار میز پزشک بوده با آنچه که پزشکی قانونی اعلام نموده مطابقت دارد و باید گفت مرگ ناشی از مسمومیت دارویی بوده است اما اینکه این اقدام ناشی از قتل یا خودکشی بوده هنوز در حال بررسی است.(احتمالاً اين خودكشي بايد در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شود !!!خوردن قرص هاي كشنده به همراه دسر... خيلي خنده داره آخه كدوم عقل سالمي ميتونه باور كنه كه كسي به اين روش خودكشي كنه )

جعفری دولت آبادی گفت: کسی که غذای پزشک را آورده شناسایی و مورد بازجویی قرار گرفته و عنوان داشته که در زمانی که غذای پزشک را آورده در اتاق وی قفل بوده و پزشک پس از گرفتن غذا مجدد در را قفل کرده است.

وی گفت: تحقیقات بر روی تلفنها و ایمیلهای پزشک و همچنین اولیای دم آغاز شده اما اینکه مرگ ناشی از مسمومیت دارویی قتل و یا خودکشی بوده در حال بررسی است.

خبرنگاری همچنین پرسید آیا پرونده ای درباره دادستان سابق تهران تشکیل شده است گفت: پرونده ای تشکیل نشده است، مطبوعات ما را هم به دعوا نیاندازند.

خبرنگاری پرسید علیرغم توصیه شما برای بازگشت مهدی هاشمی به کشور اما وی هنوز بازنگشته است که دادستان در پاسخ گفت: ما عجله ای برای برگشت وی به ایران نداریم و هر زمان وی به ایران بازگشت اقدام قضایی متناسب را انجام خواهیم کرد.

وی در مورد قتل فرزند شهید هاشمی گفت: برادر مقتول به دلیل ادله ای که بر روی دسته چاقو کشف شده دستگیر شده است و هنوز تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.
...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:12  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نامه مهدي کروبي به حسين شريعتمداري(ش.م.ر)
مهدي کروبي روز گذشته در نامه يي نسبت به موضع گيري يکي از حاميان احمدي نژاد واکنش نشان داد زيرا حامي احمدي نژاد به صراحت عنوان کرده بود مهم رضايت خداست و رضايت مردم شرط نيست. اين چهره شاخص اصولگرايان سنتي در ديدار با احمدي نژاد تصريح کرده بود؛ «حفظ دولت نهم مهم ترين وظيفه علاقه مندان انقلاب است. وقتي رضايت خدا در ميان باشد، هيچ چيز ديگري مهم نيست. بايد به شکلي عمل کنيم تا رضايت خدا تامين شود، حتي اگر اکثريت مردم گمراه باشند و صلاحيت خود را تشخيص ندهند.» دبيرکل حزب اعتماد ملي در برابر اين اظهارات واکنش نشان داد و گفت؛ آيا مسوولان امر نبايد از امثال اين مدعيان نظريه بخواهند که چرا به اين سادگي به ميراث امام مظلوم که مي فرمود «ميزان راي ملت است» و مردم ولي نعمت هستند و تصميم نهايي با آنهاست، چوب حراج مي زنند و وکيل خدا روي زمين شده اند؟ مهدي کروبي در ادامه اظهار داشت؛ من وقتي اين نوع اظهارات را خواندم بسيار متاسف شدم و به خدا پناه بردم از اينکه برخي چنان به خود مي نگرند که گويي نماينده خدا روي زمين شده اند. براي خود چنين امتيازي فرض مي کنند و سپس به نام رضايت خدا، دست به هر کاري مي زنند و هرگونه که خواستند عمل مي کنند. آقايان به اين پرسش پاسخ ندادند که چگونه به اين درجه رسيدند و چگونه به آنها الهام شده است که مخالفت با دولت احمدي نژاد مخالفت با خداست؟ نامزد انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ادامه داد؛ من واقعاً نمي خواستم به خود بزرگ بيني اين آقايان اشارتي داشته باشم اما وقتي ديدم مکرر مي آيند و از «فتنه» حرف مي زنند و نقش هاي خودشان را در به وجود آمدن حوادث پس از انتخابات انکار مي کنند و براي قوه قضائيه خط و نشان مي کشند، در مقام پاسخگويي برآمدم. به گزارش تغيير وي در ادامه به مطالب روزنامه کيهان و انتشار اخبار جعلي و سيل تهمت ها اشاره و تصريح کرد؛ «پس از روزهاي قدس و 13 آبان و همچنين حضور من در نمايشگاه مطبوعات، آنها که از حضور مردم نگران و آشفته شده بودند، هجمه ها و تهمت هايي را عليه من آغاز کردند، در حالي که دليل اين هجمه حضور مردم بود. تريبون هاي نماز جمعه آغشته به تهمت، افترا، دروغ و ناسزاگويي شد. در اين ميان طبيعي بود که عده يي از بزرگان به روش هاي مختلف از ما دلجويي کنند. از جمله برخي مراجع عظام، کتبي و شفاهي يا بيوت مکرم آنان، برخي علما، فضلا، دانشگاهيان،...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 1:53  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:56  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تاکتیکی که هدف را به باد خواهد داد؛

اين 16آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست،بلکه یکی دیگر ازروزهای سبز تاریخ ایران خواهد شد،که زردی دشمن را عیانتر خواهد کرد.این 16آذر تنها در دانشگاه ها نخواهد بود بلکه خیابانها نیز میزبان مردمی خواهند بود که در حمایت از جنبش دانشجویی به پا خواسته اند.

 ------------------------------------------------------------------

روزهایی که میگذرد از روزهای سیاه تاریخ چند هزار ساله سرزمینمان و تاریخ جنبش دانشجویی است وشاید بتوان با اطمینان تاکید کرد،این زمانه تاریک ترین زمانه این جنبش است.در حالی که هربار که سری به ایمیل وسایتهای فیلتر شده میزنیم نامی دیگر از دانشجویان بازداشتی میبینیم و هر بار که صدای تلفن را میشنویم نگران هستیم که کدام دوست بازداشت شد وکدام همکلاسی قرار است ادامه ترم رادر دانشگاه اوین سپری کند.
 
تلخ است برای ما که دست وپا میزنیم تا شاید کاری برای آنها بکنیم اما هیچ نمیشودکرد.اما تلخ کامی این روزها برای ما در همین روزهای نزدیک یعنی روز خودمان، روزدانشجو به شیرینی بدل خواهد شد؛اما چه اسفناک است کسانی که این روزها را برای ما تلخ کرده اند و تنها مشغولیتشان بازداشت و دستگیری است این تلخی را 16آذر باتمام وجود حس خواهند کرد.وقتی سیل خروشان جمعیت در دانشگاه تهران ومیدان انقلاب تلخی را به کامشان خواهد نشاند.
 
همه خوب میدانیم؛ازصداوسیمای حکومتی میشنویم واز بیانات مقامات دستگیرمان شده که همهء دغدغه نیروهای سرکوبگرمعطوف به 16 آذر شده است.چون خوب میدانند که در سالهای خاکستری وقتی روزهای خوشی همچون قدس و13آبان داشتند 16آذر روز سیاهشان بود وروز اعتراض وتجمع وراهپیمایی چه رسد به حالا که قدس و13آبان هم برایشان سیاه شده!
 
این روزها رابرای ماکه دلبسته دوستانمان هستیم سیاه میکنند حال آنکه نمیدانند روز سیاهشان درراه است.هدفشان آرامش در 16آذر است؛تعلیق میزنند؛احضار به کمیته انظباطی ودادگاه انقلاب میکنند،دادگاههای معوقه رابرگزار کرده وده ها دانشجو رابازداشت میکنند اما این تاکتیک،این هدف را نتیجه نخواهد داد وتنها صدها بهانه مارابه هزاران بهانه افزایش خواهد داد.
 
این 16آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست،بلکه یکی دیگر ازروزهای سبز تاریخ ایران خواهد شد،که زردی دشمن را عیانتر خواهد کرد.این 16آذر تنها در دانشگاه ها نخواهد بود بلکه خیابانها نیز میزبان مردمی خواهند بود که در حمایت از جنبش دانشجویی به پا خواسته اند.

 

بازداشت گسترده دانشجویان در علامه که خانه دوم من است- وخوب میدانم مهره استبداد"حجت الاسلام صدرالدین شریعتی"برای ماندن در این مقام و خوش خدمتی به اطلاعات که خانه اش است چه برنامه ها که ندارد-؛در فردوسی(مشهد)شیراز- اصفهان- خواجه نصیر- تهران- شریف-پلی تکنیک- بابلسر-دانشگاه آزاد و... تنها نشانه ترس حاکمیت از روز دانشجو است.

 

اما بازداشت صدها فعال دانشجویی دیگر نیز عید غدیر را رادر آرامش نخواهند گذراند و شب 16آذر خواب راحت نخواهند داشت؛چون تجمعات سبز هیچ رهبر وراهبری ندارد و هر ایرانی خود رهبری است که مسیر دموکراسی و آزادی را یافته است وپس از صد سال مبارزه وجان فدای آزادی کردن دیگر ایرانیان آموخته اند که چگونه بر سر استبداد فریاد برآورند.  

هریک از دانشجویان آزاد(ازاوین)و مردم آزاده ایرانی به جای هریک از دانشجویان دربند نیز فریاد (دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد)را سر خواهنددادو مردم آگاه ایران زمین که طی ماه های سخت و تلخ پس از کودتای 22خرداد حضور فعالانه دانشجویان رادیده اند برای حمایت ازدانشجویان به دانشگاه خواهند آمدومرگ بر دیکتاتور را با آنها سر خواهندداد.

 
ای کاش آن رئیسی که در هر سخنرانی و مصاحبه خود رادانشگاهی معرفی میکند واقعا دانشگاهی بود تا آخرین سنگر آزادی اینگونه به خاک وخون کشیده نمیشد.

 به یاد بیش از صد دانشجوی دربند میهنم که میشناسم و نمیشناسمشان و میدانم آزادانه ایستاده اند وتقدیم به همکلاسی های دربندم:

 مجید دری-مرتضی اسدی- علیرضا موسوی- محمد نیکفر- احمد میر طاهری- امیر کاظم زاده- یاسر معصومی-علیرضا زرگر و حمید قهوه چیان
9ستاره علامه ای دربند که در 5 سال گذشته تعلیق و توبیخ و ممنوع الورودی راباهم گذراندیم.

مهديه گلرو

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 0:0  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
کیانوش آسا با یک گلوله زخمی شد اما در هنگام تحویل پیکرش گلوله دیگری نیز در گلو داشت...

خانواده کیانوش آسا دانشجوی دانشگاه علم و صنعت و از شهدای جنبش سبز در نامه‌ سرگشاده ای خواستار روشن شدن زوایای پنهان مرگ فرزند خویش و شناسایی و مجازات عاملان این جنایات هولناک شدند.

نامه خانواده کیانوش آسا پرده از جزئیات تازه ای از نحوه شهادت اوبرداشته و تاکید کرده اند"طبق گفته های دوستان نزديک ، در آخرين لحظات حادثه ، تنها يک گلوله به پهلوی کيانوش اصابت می کند و زخمی می شود بعد از آن ديگر کسی از او اطلاعی ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاريخ ۲۹ خرداد يعنی ۴ روز بعد از اصابت آن گلوله به مرکز پزشکی قانونی تهران تحويل می گردد اما وقتی که ما جسد را روز سوم تير شناسايی کرديم ديديم که علاوه بر آن گلوله ، گلوله ديگری هم به گردنش اصابت کرده و بدين سادگی با جنايتی هولناک جان دانشجوی کُرد جوان از خطه کرمانشاه را از او و خانواده و جامعه گرفتند."

در این نامه تاکید شده که"در رابطه با اين تناقض از پزشکی قانونی و دادسرای انقلاب سوالاتی پرسيديم که هر کدام با جوابهايی همچون « ما اطلاعی نداريم » و « معلوم نيست » و« کسی نمی داند» برای سردرگمی و شايد پيگيری نکردن و کوتاه آمدن خانواده از اين اسفناک ترين ، سخت ترين و سنگين ترين فاجعه زندگيمان به ما جواب دادند.

حال آنکه گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اينکه گلوله های موجود در بدن از يک جنس يا جنسهای متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد اشاره ای نکرده است.

" خانواده کیانوش آسا در نامه خود با اشاره به ابهامات بسیار در پرونده شهادت او از زمان اصابت گلوله تا هنگام تحویل پیکرش اعلام کردند که از مسئولان می خواهند تا بعد از پيگيری دقيق، نتيجه را در اختيار ما به عنوان خانواده داغدار کيانوش آسا قرار داده و مهمتر از همه بعد از معرفی عاملان و آمران اين جنايت هولناک ، محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل يا قاتلين آنها با حضور خانواده کيانوش با هر لباس و در هر مکانی را خواستارند."

متن كامل این نامه به شرح زیر است:

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 2:26  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطهری: تز حذف آقای هاشمی اشتباه است

یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی درباره تخریب چهره‌های شناخته شده نظام و تاثیر آن بر فضای سیاسی کشور گفت: «بدیهی است که تخریب شخصیت افرادی که برای انقلاب و نظام اسلامی زحمت کشیده‌اند و متهم کردن سریع افراد به انحراف از خط اصیل انقلاب و رهبری یک خطا و مخالف سیره پیشوایان دین مبنی بر اولویت جاذبه بر دافعه و نیز مخالف سیاست رهبر انقلاب مبنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی است».

علی مطهری در گفت‌و‌گو با ایسنا، با بیان این که این گونه اقدامات کار افراد کم ظرفیت است که حضور بزرگان را مزاحم خود می‌پندارند، اظهار کرد: «تز حذف آقای هاشمی رفسنجانی از انقلاب که توسط برخی حامیان متعصب دولت دنبال می‌شود یک تز اشتباه است و باید کنار گذاشته شود، البته قدرت این کار را هم ندارند، زیرا آقای هاشمی پایگاه مردمی خوبی دارد
این نماینده اصولگرای مجلس با اشاره به این بیان از قرآن که تفرقه و اختلاف موجب سستی و بی‌خاصیت شدن جامعه می‌شود، ادامه داد: «مبارزه با انحراف انقلاب و حذف منحرفین یک هنر است و تخصص می‌خواهد و کار افرادی مانند امام خمینی و استاد مطهری و رهبر انقلاب است؛ نه کار چند آدم خام از راه رسیده و بی ریشه که معلوم نیست از کجا پیدا شده‌اند
نماینده مردم تهران در خانه ملت ابرازعقیده کرد: «البته رسیدگی به مقصران حوادث مربوط به انتخابات بحث دیگری است و باید در جای خود انجام شود. من اولین فردی بودم که در سال ۱۳۸۰ در مصاحبه با کیهان اعلام کردم که باید برای پایان دادن به شایعات، فعالیت‌های اقتصادی برخی فرزندان آقای هاشمی شفاف شود، اما آقای احمدی‌نژاد از این مساله به عنوان یک ابزار برای افزایش آرای خود در انتخابات استفاده کرد و این یک خطا و زمینه ساز فتنه بود
مطهری یادآور شد: «وظیفه نخبگان است که از تندروی افرادی که درصدد حذف شخصیت‌های خوش سابقه انقلاب هستند و کارشان نوعی فرصت طلبی است که می‌خواهند مانند انقلاب مشروطه، فرزندان انقلاب را به حاشیه برانند جلوگیری کنند. باید ثابت کنیم که برخلاف نقل مشهور، انقلاب فرزندخور نیست، بلکه غفلت و کوتاهی انقلابیون است که باعث می‌شود فرزندان انقلاب به حاشیه رانده شوند و فرصت‌طلبان و میوه‌چینان میدان‌دار شوند...

آیت الله خامنه ای در جمع بسیجیان از توهین به هاشمی رفسنجانی و لاریجانی انتقاد کرد

به گزارش  پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای  امروز چهارشنبه در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور بسیج را رمز پایداری، ماندگاری، و عزت ملی دانست و ضمن توصیه مؤکد به همه رسانه ها، فعالان سیاسی و مسئولان برای پرهیز از اختلافهای جزئی و غیراصولی تأکید کرد: امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راههای مقابله با این تهاجم حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید کامل به آینده و مراقبت جدی در تشخیصها است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 1:51  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 خانواده فريبا پژوه، روزنامه نگاری که از سه ماه پيش در بند ۲۰۹ زندان اوبن زندانی است، با انتشار نامه ای اعلام کردند که نگران سلامت جسمی و روحی دختر روزنامه نگارشان و همچنين نگران وضعيت مبهم پرونده او هستند.

خانواده پژوه همچنين خبر از ارسال پرونده فريبا به دادگاه انقلاب داده و اين سوال را طرح کرده اند که چرا با وجود موافقت دادستان و بازپرس و حتی آنطور که مقامات قضايی گفتند با وجود نظر مثبت ضابطان قضايی چرا فريبا آزاد نشد؟

نامه خانواده فريبا پژوه به شرح زير است:

"پس از سه ماه و به دنبال پيگيری ما و ملاقات با دادستان تهران ،بالاخره روز ۲۸ آبان پرونده فريبا را به داد سرای انقلاب فرستادند.روز سه شنبه ۵ آذر هم فريبا را به دادسرا آوردند که آخرين باز پرسی را داشته باشد.در اين جلسه هم مانند ۳ ماه پيش تنها اتهام تبليغ عليه نظام به او تفهيم شد.ونظر باز پرس هم بر آزادی او با تبديل قرار بازداشت بود.

از آنجا که در ملاقاتهای متعددی که با معاون دادستان خانم دکتر اسدی داشتيم ايشان تاکيد داشتند که نظر دادستان محترم هم بر آزادی فريبا است نمی دانيم که چرا اين امر محقق نشد...سه شنبه آخر وقت خيلی به آقای بيگی اصرار کرديم که به مناسبت عيد قربان دستور تبديل قرار بازداشت را بدهد ولی ايشان گفتند که چهار شنبه و به هر حال نشد....واقعا برا ي ما سوال است که چرا با وجود موافقت دادستان و بازپرس و حتی آنطور که مقامات قضايی گفتند با وجود نظر مثبت ضابطان قضايی چرا فريبا آزاد نشد؟ چرا بايد روزها همچنان در بلاتکليفی بماند؟ از اينکه يک روزنامه نگار جوان و خانواده اش در فشار روانی باشند چه چيزی حاصل خواهد شد؟

ما به عنوان خانواده فريبا پژوه نگران سلامت جسمی و روحی او و همچنين نگران وضعيت مبهم پرونده او هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 1:47  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کروبی: این وحشیگری در زمان شاه هم نبود

 

مهدی کروبی، یکی از دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری، در مصاحبه با شبکه دو تلویزیون هلند خشونت‌های انتخابات را در مقایسه با برخورد نیروهای امنیتی دوره محمدرضا پهلوی پدیده‌ای تازه توصیف کرد که در دوره زندگی سیاسی خود با آن روبه رو نشده است.

تلویزیون هلند صحبت‌های مهدی کروبی در این مصاحبه را با فیلم‌های روزهای انتخابات، اعتراض‌های مردمی و برخورد خشونت‌بار نیروهای امنیتی با مردم تلفیق کرده است؛ تازه‌ترین تصاویر این مصاحبه مربوط به ضرب‌وشتم دختران در روز ۱۳ آبان‌ماه به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی است.

مهدی کروبی در این مصاحبه می‌گوید: «دست‌مان خیلی بسته است؛ روزنامه ما تعطیل است؛ حزب‌مان تعطیل است و در خانه نشسته‌ایم.»

دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال دستگیری خود را می‌دهد، می‌گوید: «هیچ موضوعی را آدم نمی‌تواند بگوید که امکان ندارد.»

مهدی کروبی یکی از «اشکالات جدی» محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت دهم، را «دشمن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تراشی‌های» وی برمی‌شمارد که باعث «بسیج کشورها» علیه خودش می‌شود.

مهدی کروبی درباره نخستین واکنش خود به اعلام نتایج انتخابات نیز می‌گوید: «طبیعی بود که ناراحت شدم و یقین کردم... انتخابات ناسالم است.»

این نامزد معترض انتخابات می‌گوید: «بخش اعظم ناراحتی‌ام برای جامعه بود، نه برای خودم.»

وی در ادامه یادآور می‌شود که طبیعی است که به لحاظ شخصی نیز از این نتیجه ناراحت شده باشد.

مهدی کروبی در ادامه این مصاحبه گفت: «احساس کردم مردم با یک امیدی برای تغییر آمدند و به نظر من هم تغییر لازم است.»

دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره سرکوب مردم در روزهای پس از انتخابات می‌گوید: «اولا من فکر نمی‌کردم این طور برخورد شود. بعد هم فکر نمی‌کردم برخورد به این گستردگی و به این وحشیگری و به این خشونت بشود. خیلی ناراحت شدم، برخی شب‌ها بدون مبالغه خوابم نمی‌برد.»

پس از این سخنان  مهدی کروبی، تلویزیون هلند فیلمی از روز ۱۳ آبان را نشان می‌دهد که در آن یک مامور نیروی انتظامی به صورت دختری با باتوم ضربه می‌زند و وی نقش بر زمین می‌شود؛ در صحنه بعد، یک پلیس ضدشورش با باتوم به پاهای دختری می‌کوبد.

تلویزیون هلند به صحبت‌های مهدی کروبی بازمی‌گردد: «می‌دیدم ماموران به شدت خانم‌ها را می‌زنند، اصلا برای من تازگی داشت؛ فکر می‌کردم این چه داستانی است. ما خیلی تظاهرات در زمان شاه دیده بودیم؛ خیلی خشونت‌ها دیده بودیم؛ مبارزه کرده بودیم، اما با این سادگی و روانی و بی‌باکی این طور کودک را بزنند، خانم‌ها را بزنند، [ندیده بودیم]

مهدی کروبی با اشاره به تجربیات خود در دوران محمدرضا شاه پهلوی می‌گوید که در آن زمان نیروهای امنیتی به اصطلاح می‌خواستند مردم فرار کنند و هدف‌شان متفرق کردن مردم بود.

پس از این اظهارات صحنه‌ای از به محاکمه کشیده شدن محمدعلی ابطحی، از حامیان مهدی کروبی، نشان داده می‌شود و در ادامه نمایشگاه مطبوعات و حمله طرفداران محمود احمدی‌نژاد به مهدی کروبی.

مهدی کروبی از «فحاشی» و پرتاب اشیاء و انداختن عمامه خود در نمایشگاه مطبوعات می‌گوید.

«کروبی، کروبی، حمایتت می‌کنیم» شعاری است که در فیلم شنیده می‌شود.

مهدی کروبی در پایان این مصاحبه می‌گوید معترضان این دولت را قبول ندارند و «طبیعی است که اینها حرکت خود را که همان خواسته‌‌های مشروع‌شان است پیگیری می‌کنند و به آن می‌رسند».

داخل پرانتز:

(اصلاً اين آقايوني كه مهرتأييد بر خشونت اين رژيم ميزنند هيچوقت به اين موضوع فكركرده اند كه قبل از انقلاب ودر زمان محمدرضاپهلوي چه مدت زمان مديدي از اعتراضات خياباني مردم گذشت تا شاه وعواملش دستور دادند كه  مردم را هدف گلوله قرار دهند؟ چقدر مردم شعارمرگ برشاه دادند...؟چقدرساختمانهاي دولتي را به آتش كشيدند...؟

فكرميكنيد اگر شاه از روز اول مثل اين آقايون عدالت پرور واسلام گستر عمل ميكرد هيچوقت اين انقلاب پا ميگرفت؟ كه اتفاقاً تنها تفاوتي  كه اين حكومت با رژيم شاه سابق دارد اينست كه در زندانها نه تنها همه رامورد شنكنجه قرار ميدهدبلكه خانواده هايشان نيز از تهديد و ارعاب دور نيستندوديگراينكه اينان از شاه نگون بخت بخوبي درس گرفتندكه اگر مردم معترض رانكشند وصداي اعتراض را در نطفه خفه نكنند سرنوشتي به مراتب بدتراز شاه خواهند داشت)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:59  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قطعنامه‌ای علیه برنامه هسته‌ای ایران تصویب کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این قطعنامه در جلسه امروز جمعه ۳۵ عضو شورای حکام آژانس در وین تصویب شده است.

بر اساس این خبر، محتوای این قطعنامه «محدودسازی» برنامه هسته‌ای ایران است.
در این قطعنامه از ایران خواسته شده تا ساخت و ساز در تأسیسات غنی‌سازی فردوی قم را متوقف کند. قدرت‌های غربی معتقدند ایران در ساخت این تأسیسات «پنهانکاری» کرده است.

به گفته دیپلمات‌های نزدیک به آژانس، از ۳۵ کشور عضو شورای حکام، ۲۵ کشور به این قطعنامه رأی موافق داده‌اند.

ونزوئلا، مالزی و کوبا به این قطعنامه رأی مخالف و شش کشور افغانستان، برزیل، مصر، پاکستان، آفریقای جنوبی و ترکیه نیز رأی ممتنع داده‌اند.

جمهوری آذربایجان هم در رأی‌گیری شرکت نکرده است.

ونزوئلا، مالزی و کوبا به این قطعنامه رأی مخالف و شش کشور افغانستان، برزیل، مصر، پاکستان، آفریقای جنوبی و ترکیه نیز رأی ممتنع داده‌اند

(قابل توجه احمدينژاد: شمادر برزيل مهمان بوديدواكنون درافريقا ،ولي آقايون باكمال پرروئي وتوهين بشما به قطعنامه رأي ممتنع دادند حتي اين همسايه ترك مانيز راي منفي نداد!!!) 

در حالی که ایران می گوید قطعنامه تازه شورای حکام آژانس تاثیری بر فعالیت های هسته ای این کشور ندارد، روسیه می گوید جمهوری اسلامی با این قطعنامه جدی برخورد کند و آمریکا تصریح کرده است که بردباری جامعه جهانی در قبال تهران رو به پایان است

وفقط نمایندگان ایران در نشست وین در واکنش به تصویب این قطعنامه گفتند که این اقدام، فضای سازنده برای گفت‌وگوها را به خطر می‌اندازد(البته بهتره بگيم كاغذپاره چون بفرموده تأثيري برآقايون نداره... فقط اين مردم بدبخت هستندكه بايد گرانيهاي ناشي از تحريم را تحمل كنند!!!)

این نخستین بار از فوریه سال ۲۰۰۶ است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قطعنامه‌ای علیه ایران به تصویب می‌رساند

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی معتقد است ایران «مخفیانه» به ساخت این تأسیسات مشغول بوده‌ است

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:19  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، «مصادره مدال و دیپلم نوبل صلح» شیرین عبادی را «با مسائل مالیاتی» مرتبط دانست و خبر توقیف آن را رد کرد

بعداز پنج سال احمدينژاد تازه يادش افتاده كه از جايزه صلح نوبل ماليات بگيره

وزیر خارجه نروژ که جایزه صلح نوبل در کشورش اهدا می‌شود، روز گذشته پنج‌شنبه، با صدور بیانیه‌ای به توقیف «جایزه و مدرک نوبل صلح شیرین عبادی» از سوی مقام‌های ایرانی، اعتراض کرد.

بر اساس بیانیه یوناس گاهر استوره، «جایزه و مدرک نوبل صلح شیرین عبادی را از صندوق بانکی او برداشته‌اند

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران امروز در این باره گفت: «ما نمی‌دانیم چگونه مقامات نروژی بی‌توجه به مقررات مالیاتی کشورها و استنکاف چندین مرحله از حسابرسی مودی مالیاتی در برابر قانون، درصدد توجیه اهمال و خودداری اشخاص در پرداخت حقوق مالیاتی اموال منقول و غیر منقول بر آمده‌اند

رامین مهمان‌پرست رویکرد مقامات نروژی را «بدون مطالعه و عجولانه و جانبدارانه» نامید و افزود که « این‌گونه رویکردها مورد اعتراض ما است

وی همچنین دولت نروژ را به «داشتن اغراض سیاسی» متهم کرد و گفت: مقامات نروژی با اتخاذ رای ممتنع در ارتباط با یکی از غیر انسانی‌ترین تحولات ناشی از اقدامات رژیم صهیونیسی در غزه، نگرش دوگانه همراه با اغراض سیاسی را در قبال مسائل حقوق بشر به افکار عمومی جهان پدیدار ساختند

ما نمی‌دانیم چگونه مقامات نروژی بی‌توجه به استنکاف چندین مرحله از حسابرسی مودی مالیاتی در برابر قانون، درصدد توجیه اهمال و خودداری اشخاص در پرداخت حقوق مالیاتی بر آمده‌اند

تهديد به مرگ

خانم عبادی در مصاحبه شانزدهم نوامبر خود با دويچه‌وله اعلام کرده بود که مراکز امنيتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی او را به صورت جدی تهديد به مرگ کرده‌اند. به گفته برنده نوبل صلح، ماموران به همسر وی که در ايران به سر می‌برد گفته‌اند که اگر او به فعاليت‌های حقوق‌بشری خود در خارج از کشور ادامه دهد، هرجا باشد او را خواهند يافت.

شيرين عبادی، در سال ۲۰۰۳ به خاطر تلاش‌هايش در دفاع از حقوق‌بشر و دموکراسی جايزه نوبل را دريافت کرد. وی در آستانه انتخابات رياست‌جمهوری در ۲۲ خرداد امسال برای شرکت در چند کنفرانس بين‌المللی به اروپا سفر کرد و هنوز به ايران باز نگشته است.

فشار بر خانواده

در غياب عبادی، مراکز امنيتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بارها اعضای خانواده و همکاران وی را در ايران زير فشار قرار داده‌اند. خبرگزاری فرانسه با اشاره به بازداشت همکاران و همسر خانم عبادی، به نقل از وزارت خارجه نروژ نوشته است: «اين اقدامات نشان‌دهنده برخورد خشن حکومت ايران با آزادی عقيده است».

وزارت خارجه نروژ در بيانيه‌ای که روز پنجشنبه (۲۶ نوامبر، ۵ آذر) به همين مناسبت انتشار داد، تاکيد کرد که دولت نروژ سال گذشته نيز به محدود ساختن فعاليت‌های خانم عبادی از سوی دولت ايران اعتراض کرده است. بر اساس اين بيانيه، اسلو خواهان تامين امنيت خانم عبادی و اعضای خانواده وی است و از فعاليت‌های بين‌المللی وی برای دفاع از حقوق بشر پشتيبانی می‌کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:16  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  آیت‌الله جوادی آملی از امامت جمعه قم کناره‌گیری کرددر حالی که آیت‌الله امامی کاشانی در نماز جمعه تهران از «تخریب آیت‌الله رفسنجانی» انتقاد کرد.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، امام جمعه موقت قم، در خطبه‌‌های نماز جمعه این هفته این شهر با اعلام این خبر افزود: «بنده از ادامه حضور در نماز جمعه معذورم و چنان چه اگر در این سال‌ها نتوانستم به وظایف خود در نماز جمعه به خوبی عمل کنم از همه عذرخواهی می‌کنم.» وی با بیان این که مردم «صدها مشکل» دارند اظهار داشت: «بايد اين را امام جمعه بيان کند و اگر بيان کرد و مشکل مردم رفع شد، نشانه اين است که خوب بيان کرده، اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بيان کند.» آیت‌الله جوادی آملی همچنین افزود: «اگر در اقامه نماز جمعه بنده اين مشکل نيز بوده است از همگان عذرخواهي مي‌کنم.» این استاد اصول‌گرای حوزه علمیه قم همچنین گفته است اگر امام جمعه نتواند به مسئولیت‌های خود عمل کنند «نزد خداوند مسئول خواهد بود». در ماه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران نیز آیت‌الله جوادی آملی در چند نوبت از حضور در نماز جمعه قم خودداری کرده بود که این موضوع از سوی برخی محافل به عنوان اعتراض وی به شرایط پیش آمده پس از انتخابات تفسیر شد. آیت‌الله جوادی آملی از جمله روحانیون بلندپایه محافظه‌کار در ایران به شمار می‌رود که از تبریک آن چه پیروزی دوباره محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری خوانده‌ می‌شود خودداری کرده است. در اواسط شهریورماه و هم زمان با ماه رمضان مقام‌های مسئول در شهر مذهبی قم از برگزاری مراسم شب احیا طبق روال هر سال در آرامگاه حضرت معصومه توسط آیت‌الله جوادی آملی و نیز آیت‌الله استادی، امینی و ناطق نوری جلوگیری کرده و به جای آنها افراد دیگری را برای برگزاری این مراسم مذهبی معرفی کرده بودند. از سوی دیگر در تیرماه سال جاری آیت‌الله استادی، یکی دیگر از امامان جمعه قم، اعلام کرده بود که تا پایان ماه محرم نماز جمعه این شهر را اقامه نخواهد کرد. پیشتر نیز اخباری درباره کناره‌گیری وی از امامت جمعه قم منتشر شده بود.انتقاد امام جمعه تهران از «تخریب هاشمی رفسنجانی» در این میان آیت‌الله امامی کاشانی که به عنوان خطیب نماز جمعه این هفته تهران در دانشگاه تهران سخن می‌گفت با اشاره به سخنان تازه رهبر جمهوری اسلامی که خواستار پایان «بدبینی» به مسئولان جمهوری اسلامی شده بود اظهار داشت: «کسی که روسای قوا و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را بشناسد زبانش را حفظ می‌کند و هر شعاری نمی‌دهد.» وی همچنین از بسیجیان و طلاب خواست که «در شعارها و حرکت‌های خود از به کار بردن تعبیرهای نادرست اجتناب کنند و کسی را بی‌خود فاسق ندانند و از عدالت خارج نکنند». به دنبال تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از معترضان به نتایج انتخابات، حملات گسترده‌ای از سوی شخصیت‌ها و رسانه‌های حامی دولت علیه رئیس مجلس خبرگان رهبری صورت گرفته است. امامی کاشانی همچنین از رویدادهای پس از انتخابات با عنوان «زد و خوردها و آبروریزی‌ها» نام برد و اظهار داشت که نظام جمهوری اسلامی از این مساله دچار «خسارات و صدمات» بسیاری شده است. سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات آرام معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران و به‌ویژه اعمال خشونت علیه زنان و بازداشت‌شدگان و حتی گزارش‌های تجاوز جنسی به آنها بازتاب بسیار گسترده‌ای در سطح جهان داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 20:31  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی به رادیو فردا می گوید که دهها بسیجی، ساعت یک بامداد پنجشنبه، جلوی محل اقامت مهدی کروبی در قم تجمع کرده و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر دادند.

وی می افزاید به آقای کروبی آسیبی نرسیده است.  حسین کروبی می افزاید: « مهمترین موضوع این است که بسیجی که زمان امام مورد احترام مردم بوده و مقدس بود، مبدل به نیرویی برای سرکوب مردم شده است. در واقع نام بسیج به غارت رقته است.»

 تغییر، سایت خبری حزب اعتماد ملی نیز می نویسد که درپی درگذشت آيت‌الله قاضی، نماينده امام در استان لرستان، مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، به شهر قم سفر کرده‌ و با آيت‌الله محفوظی نیز دیدار و گفتگویی درباره حوادث پس ‌از انتخابات و مشکلات اقتصادی که مردم با آن‌ها دست‌به گريبان هستند، داشته است.

سایت خبری حزب اعتماد ملی می افزاید: «در ساعت يک بامداد، بيش‌از ۶۰ نفر موتورسوار، تحت لوای نيروهای بسيجی جلوی درب محل اقامت آقای کروبی تجمع کرده و به سردادن شعارهايی نظير مرگ‌بر منافق، مرگ‌بر ضدولايت فقيه، به دفاع از ولايت فقيه پرداختند.»

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 16:22  توسط ققنوس  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه هفته قبل ( 26 آبان ) ساعت 3 بعدازظهر ، مهدی طائب ، برادر فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج در همایش سیاسی بسیج اقشاری سپاه نینوا استان گلستان که در محل دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان برگزار شد سخنان جنجالی و عجیبی مطرح کرد . نکته اول اینکه این همایش در خفا و بدون هیچ پلاکارد و پوستر در سالن رشد دانشگاه منابع طبیعی گرگان برگزار شد و دعوتنامه جلسه برای بسیج ادارات در ساعت 12 ظهر فاکس شد . اما یکی از دوستان سبز من در دانشگاه منابع طبیعی گرگان که شخصا در این جلسه حضور داشت و زحمت عکسها را هم کشیده ، تعدادی از جملات عجیب آقای طائب را برای من بازگو کرد :
1 : در سال 73 یا 74 یک باند جاسوسی پیدا کردیم که در برجی مجلل در اتوبان مدرس تهران فاحشه تربیت می کرد برای منحرف کردن مسئولین نظام . یکی از گردانندگان این باند مهدی هاشمی ، پسر آقای هاشمی رفسنجانی بود که بلافاصله دستگیر شد . اما با اعمال نفوذ پدرش تعدادی از مدیران وزارت اطلاعات منتقل و مهدی و سایر اعضای باند آزاد شدند . دختران و زنان فاحشه شاغل در آن باند نیز در انتخابات 22 خرداد در ستاد دختران فیروزه ای مهندس موسوی مشغول فعالیت شدند !! ( در اینجا آقای طائب صفتی را که شایسته خواهر و مادر و زن خودش است به دختران پاکدامن و روشن فکر فعال در ستاد مهندس موسوی نسبت داد )
2 : در قم ( یا شاید یکی از محلات قم ) 6 رای به نام جومونگ و 4 رای به نام کروبی بود . یعنی رای آقای کروبی از رای جومونگ کمتر بود .
3 :اگر همین الان موسوی و هاشمی و خاتمی دستگیر شوند هیچ اتفاقی نمی افتد . حتی دو تا گاو به هم شاخ نمی زنند !
4 : برنامه اصلاح طلبان این بود که موسوی رییس جمهور و خاتمی رهبر شود ! و فاتحه نظام را بخوانند
5: 4 – 5 روز مانده به انتخابات مسئولین ستاد مهندس موسوی با رفسنجانی جلسه داشتند . مسئول ستاد قم گفت : من امیدی ندارم . علتش هم اینکه اکثر طرفداران آقای موسوی به کنترل موالید معتقدند . اگر دقت کنید در این ماشینهایی که برای موسوی تبلیغ میکنند یک مرد و یک زن و حداکثر یک سگ !! داخل ماشین است .شما منتظر باشید روز انتخابات طرفداران احمدی نژاد مثل مور و ملخ از محلات پایین شهر رای میدهند . در نتیجه قرار شد نظر سنجی انجام شود و یکی دو روز مانده به انتخابات مطمئن شدد که رای نمی آورند ( این را باور کنیم یا گفته های آقای زاکانی ، نماینده مجلس مبنی بر نظر سنجی وزارت اطلاعات و شورایعالی که نتیجه اش کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم بود )
6 :پیاده نظام دشمن که در دانشگاهها تربیت شده توانست با شعار الله اکبر عده ای از مردم را همراه کند . طوری که روز دوشنبه پس از انتخابات 700 هزار نفر بین میدان انقلاب و میدان آزادی تجمع کردند ( دقت کنید ،جمعيت 3ميليوني را فقط 700 هزار نفر ميبيند، آدم شمردن این آقاین هم مثل رای شمردنشان است ) وقتی غروب دیدند خونریزی ای که انتظارش را داشتند از طرف نظام صورت نگرفت لذا حمله کردند به یک پایگاه بسیج و 7 نفر از جمله یک مادر و دختر کشته شدند . اما تیر آنها به سنگ خورد و آن مادر و دختر از خانواده حزب اللهی بودند که درخواست دیدار آقای موسوی را رد کردند . فردای آن روز سه هیات به دیدار خانواده آن مادر و دختر رفتند و گفتند تا شنبه یا یکشنبه هفته بعد صبر کنید ، کار نظام تمام است و ما یک تشییع جنازه آبرومند برای شما برگزار می کنیم . اما جواب رد شنیدند .
7 : تا روز جمعه با اغتشاشگران مماشات شد . سخنرانی آقا آبی بود بر تهران، روز شنبه مردم صف خودشان را جدا کردند و فقط پیاده نظام دشمن در خیابانها ماند .آن هم چه کسانی ؟ بچه های که از پونک و نیاوران بودند... اینها چنگال رو با دستمال کاغذی بلند می کنند باتوم خور نبودند ... همین که باتوم رو دیدند فرار کردند !!!
8 : الان شما در اینترنت نروید . یک ريال خبری از بحران در کشور نیست . کدوم بحران . مردم مشغول زندگی خودشان هستند!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:55  توسط ققنوس  | 
قالب آرشيو اكنون...سبز دلان آزاده
نوشته های پیشین  
<-ArchiveTitle->